دل نوشته ای از دستاى سرد

"مرنجان دلم را که این مرغ وحشی از بامی ک پرید مشکل نشیند"

آخرین مطالب

۲۷ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

دیگه  تصمیمو 

گرفتم ..برو فقط برو

۱۳ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۴ ، ۰۹:۳۰
ოeɦdifσσσ

دوستان چرا یکی منو آروم نمیکنه

از همه دنیا دلم گرفته بی تو

۹ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۲۱
ოeɦdifσσσ

خیلی سخته به خاطر کسی که دوستش داری
همه چیز رو از سر راهت خط بزنی
بعد بفهمی
خودت تو لیستی بودی
که اون به خاطر یکی دیگه خطت زده...

هیی روزگارپشیمانم

۹ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۴ ، ۰۷:۰۳
ოeɦdifσσσ

شمارشو خیلی وقته 

حذف کردم 

دیگه کاریش ندارم ):

امروز

تو کتابم آدرس ایمیلشو دیدم !!!!

خواستم بهش ایمیل بزنم

یهو غرورم خر شد ایمیلو پاره کرد 

الان پشیمونم!!!!!!!

۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۳۱
ოeɦdifσσσ

تقدیم به رفیقام !!

رفاقت
��یه نفر ب دوستش زنگ زد گفت ۴۰۰هزارتومن احتیاج دارم داری بدی .
دوستش گفت شب بیا کافی شاپ بگیر شب شد
زنگ زد دید گوشیش دسترس نیست!
رفت کافی شاپ دید اونجاست.گفت اگه پول نداری میگفتی ندارم چرا گوشیتو خاموش کردی

.گفت خاموش نکردم فروختمش بیا اینم پولش بگیر✌!!

۱۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۴ ، ۱۰:۰۰
ოeɦdifσσσ

شب عروسیه ، آخر شبه ، خیلی سرو صدا هست میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هرچی منتظرشدن برنگشته در رو هم قفل
کرده . داماد سراسیمه پشت در راه میره. داره ازنگرانی و ناراحتی دیوونه میشه . مامان وبابای دختره پشت در داد میزنند : مریم دخترم در رو باز کن ، مریم جان سالمی ؟
آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو میشکنه میرن تو . مریم ناز مامان بابا مثل یک عروسک زیبا کف اتاق خوابیده لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ولی رو لباش لبخنده !
همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند . کنار دست مریم یه کاغذ هست .
.
.
.
یه کاغذی که با خون یکی شده . بابای مریم میره جلو . هنوزم چیزی رو که میبینه باور نمی کنه . با دستایی لرزان کاغذ رو بر میداره بازش میکنه و می خونه : سلام عزیزم . دارم برات نامه می نویسم . آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه .
کاش منو تو لباس عروسی می دیدی . مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود ؟! علی جان دارم میرم . دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم . می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم .
دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم . ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم . دارم
میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی ، یادته ؟! گفتم یا تو یا مرگ ، تو هم گفتی ، یادته ؟! علی تو اینجا نیستی ، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی ؟! داماد قلبم تویی ، چرا کنارم نمیای ؟ !
کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه . کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند . علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت . حالا که چشمام دارند سیاهی میرند ، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره . روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد ، یادته ؟! روزی که دلامون لرزید ، یادته؟ !
روزای خوب عاشقیمون، یادته ؟! نقشه های آیندمون ، یادته ؟! علی من یادمه ، یادمه چطور بزرگترهامون ، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند . یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش .
یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری . یادته اون روز چقدر گریه کردم ، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه ! می گفتی که من بخندم . علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم .
هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی
نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام .
روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات .
دارم به قولم عمل می کنم . هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ .
پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم . نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه . همین جا تمومش می کنم . واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام
وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان !
عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم . دلم برات خیلی تنگ شده . می خوام ببینمت . دستم می لرزه .
طرح چشمات پیشه رومه . دستمو بگیر . منم باهات میام . . .خخ

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۵۲
ოeɦdifσσσ

من که هنوزم دوسش دارم 

خخخخخخخخ 

خخخخیلی وقته هم ازش خبر ندارم 

):جدایی

۹ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۴ ، ۱۴:۰۸
ოeɦdifσσσ

????����هے توووووو����
▂▂ خَـــــــــــز شـُــــدی اَز بَــس  دَس بِـه دَس شــُــــدی✘✘✘ هِـــــEــHـــــه
آخههههههههه...
⇜اَز عــِشــق چــى مــیــدونى مــَشـــتــے؟ ⇝ صـِـداى جــیــغ وَحــشــے؟☞
یا دوســـــــــت دارَمـــــای کَشـــــــــــکـــے؟؟√
قْهرات مـــالـِـ "مـَــنْ ''بـــود....
با "'اون'' آشتـــــی؟?....
��هـــــه ��

✘⇚⇚تُــــف⇛⇛✘ تـــو خــاطِـره هایـی کِه "باهم" داشتیم...☜تـــو هَـم واسَـم رَفتــی تـو لیســتِ 【اَمــــــــــــوات】 ☜وْاسِه شادیـــِه روحِـــت بُلّنــــد صلوات


۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۴ ، ۲۱:۲۳
ოeɦdifσσσ

عاقبت یک روز...
یک وقتی ...
به قول شازده :
دلت اهلی یک نفر می شود ...!!

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۳۰
ოeɦdifσσσ
یا تو یا هیچ کس دیگه

اینو عشقم برام فرستاد امااز پیشم پر کشید رفت

۷ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۴ ، ۰۹:۴۷
ოeɦdifσσσ

امپاسسلام عشق من...
آخ ببخشید یادم رفته بود...
چند وقته دیگه ماله من نیستے...
شدی عشق غریبه ها...
عشق غریبه ها چند تا سوال بپرسم ازت؟
کنارش راحتے؟
روش حساسے؟
آره؟
واسش غیرتے میشے؟
سرش داد میزنے؟
اسمش چی سیو شده تو گوشیت؟
عشقم؟نفسم؟زندگیم؟همه کسم؟
اونم شده همه کست؟
شده نفست؟
شبا بهش میگے؛شب بخیر خوب بخوابے‌ زندگیم؟
چند بار تا حالا بهش گفتے؛دوست دارم؟
از همونا که وقتی بهم میگفتے دلم میریخت...
چند بار تا حالا با هم رفتید بیرون؟
وای پشته فرمون دستای اونم میگیری؟
دست تو دستش دنده عوض میکنے؟
همش بهش گوشزد میکنے که مراقب خودش باشه؟
یادته به من میگفتے؛بدونه تو دیوونه میشم؟
یادته تو بغلت بودم گفتم؛اگه بری چیکار کنم؟
ابروهات گره خورد تو هم و گفتے؛هیس...
من قرار نیست از پیشت برم...
آخ پس کوشے لامصب؟
توام که بهم دروغ گفتے...
توام که رفتی نامرد...
آخ که چقدر دلم هوای دروغاتو کرده...

دروغات خیلے قشنگ بود با اینکه دروغ بود اما واسم دنیاییو ساخت که حتے تصورشم نمیکردی..

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۴۲
ოeɦdifσσσ
ن ترسم از گرگ ها نیست ، میدانم کارشان دریدن است ، اما با ماهیت روباه ها چه کنم وقتی مدام لباس عوض می کنند ؟!


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۴ ، ۱۶:۰۰
ოeɦdifσσσ


لالایی احمد شاملو عشق من کودک بمان دنیا بزرگت میکند... بره باشی یا نباشی گرگ گرگت میکند... عشق من کودک بمان دنیا مداد رنگی است... بهترین نقاش باشی باز رنگت میکند... عشق من کودک بمان دنیا دلت را میزند... سخت بی رحم است میدانم که سنگت میکند.
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۲۰
ოeɦdifσσσ
کــاش مَرکز اهداے جَوانے هَـم بود🔃 آنــــگاه تَمــــــــــامِ جَوانـــے اَم را اِهـــدا میکردم بہ آن زنــــــےکــ: ِ تَمـامِ جوانے اَش را پاے مـَــن گذاشت✔ شَرمَنده اَم ❤مـــــــادر❤


۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۴ ، ۰۱:۱۸
ოeɦdifσσσ
همیشه یادمان باشد که نگفته ها را می توان گفت،ولی گفته ها را نمی توان پس گرفت چه سنگ را به کوزه بزنی چه کوزه را به سنگ،شکست با کوزه است دل ها خیلی زود از حرف ها می شکنند،مراقب گفتارمان باشیم


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۴ ، ۲۱:۲۷
ოeɦdifσσσ

ﮔـﺁﮬﻰ ﻧـَﺑـﺁﻳَﺩ ﻧـﺁﺯ ﻛﺷـﻳﺩ ﻧـَﺑـﺁﻳَﺩ ﺁﮦ ﻛﺷـﻳﺩ ﻧَـﺑـﺁﻳَﺩ اِﻧﺗﻅـﺁﺭ ﻛﺷـﻳﺩ ﻧَﺑـﺁﻳَﺩ ﺩَﺭﺩ ﻛﺷـﻳﺩ ﻧَﺑـﺁﻳَﺩ ﻓَﺭﻳـﺁﺩ ﻛﺷـﻳﺩ ﺗَﻧﮬﺁ ﺑﺁﻳَـﺩ دَﺳﺕ ﻛﺷـــــﻳﺩﻭ رَﻓـــــت


۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۴ ، ۰۸:۴۱
ოeɦdifσσσ


❤مــن❤ اخـــم کردن تـــو رو به خنـــدیدن با کســی دیــگه عوض نمیکــنم… ❤مــن؛❤ روزای سخــت با تـــو رو با روزای خــوب کنار کســی دیگه عــوض نمیکــنم… ❤مــن؛❤ حـتی نداشــته هایــت را با داشتــه های کسـی دیگه عــوض نمیکنــم… من،توروباهیچکس عوض نمیکنم!! همه این نوشتها مال قبل بود خیلی وقته دروغ ب احساسم دادم نمیخامت):
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۴ ، ۰۱:۱۱
ოeɦdifσσσ


↻ی روز↻ ↯اشک تموم کسایی که↯ ��اشکمو در آوردن در میارم حتی شده با ✘مــــــرگـــــــــمـــــــــ✘
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۱۵
ოeɦdifσσσ
ایـــن روزهـــا عجیب هــــوا خیلـــی غبـــار آلــــود اســـت؛ گـــرگ را از ســـگ نمــی تـــوان تشخیـــص داد ! هنگـــامـــی گـــرگ را می شنـــاسیـــم؛ کـــه دریـــده شـــده ایــــم
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۴ ، ۰۹:۱۵
ოeɦdifσσσ
⇚ ﺍﮔﻪِ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﻦ ﯾﻪ ﻧََﻔﺮ ⇜ ﯾِﻬﻮ ﻋَﺼﺒﯽ ﻣﯿﺸﻪ . ⇜ ﯾِﻬﻮ ﻣﯿﺮﻩ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ . ⇜ ﯾِﻬﻮ ﮔﻨﺪ ﺯَﺩﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﺗﻮ ﻓﺎﺯﺵ . ⇘⇘ ﻭَﻟﯽ ﯾِﻬﻮ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﺩقیقه ﺧﻮﺩﺵ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﻪ ﺑﮕﻮ ﺑﺨﻨﺪ .. ! ﻣُﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﺩﺍﻏﻮﻧﻪ .. ! ﻓﻘﻂ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺭﻭ ﻟﺒﺎﺵ ﻣﯿﺎره تا بقیه رو خسته نکنه..
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ شهریور ۹۴ ، ۱۴:۱۸
ოeɦdifσσσ
آرام‌بخش‌ها حافظه‌ام را پاک کرده‌اند امّا دلم می‌گوید من کسی را بسیار دوست می‌داشتم....  #واقعیت #دلنوشته #احساسی


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۴ ، ۱۰:۴۰
ოeɦdifσσσ
‏به سلامتی کسی که تنهام گذاشت ورفت ولی تاریخ تولدش هنوز رمز گوشیمه...:'(


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۲۱
ოeɦdifσσσ
ﺧــــــﺮﺍﺏ ﺷـــــﺪ ﺗﺼﻮﯾــــــﺮش ﺣﺘــــے ﺍﮔــــﺮ ﺧــــــــﺪﺍ ﻓــــﺮﺳﺘـــد بـــﺎﺭﺍڹ ﺍﺳﯿـــــﺪے ﺑــــــﺮﺍۍ ﺗـﻄﻬﯿــــــﺮش ﺑــــﺮﻑ ﭘـــﺎﮐـــــے ﺑـــــﺮﺍۍ ﺗﺸـﺒﯿـﻬـــــش ﻣﺤﻤــــﺪ ﻭ ﻋﯿﺴــــۍ ﺑــــــــﺮﺍۍ ﺗـﻀﻤﯿﻨــــش ﯾـــــﺎ ڪــﻪ ﺷﯿﻄــــﺎڹ ﺭﺍ ﺑــــــــﺮﺍۍ ﺗﻘﺼﯿــــــﺮش ﺗﻤﺎﻡ ﺷــــــــﺪ، ﺧـــــــﺮﺍﺏ ﺷــــﺪ ﺗـــــﺼــــــﻮﯾــــرش󾓑󾆳


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۰۳ شهریور ۹۴ ، ۱۹:۵۳
ოeɦdifσσσ

نیامدی ... دوباره غم ، دوباره اشک ، ⇣ دوباره بی تو در تبم ... ⇣ هر شب مکرر می شود ؛ یک قاب در دستان من ، تصویر بی حس تو و هزار بوسه از لبم ... 668 #پرستوی عاشق

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۳۲
ოeɦdifσσσ
⌛↑↓سَــــــــــــــــــــختہ. نـــــَـــــمُرده باشــــــــــۍ.. امــــــــــــــــــــــــّـا اَزَتــــــــــ بِـــــخــــــــــــــــــــوان گــــــــــورِتو گـــُــــــــــــــــــــــم ڪنــــــــــی°•○ ...⌛# واقعیت #دلنوشته #عاشقانه #واقعیت


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۴ ، ۰۸:۰۰
ოeɦdifσσσ


♥♥...عاشقتم عشــــقم...♥♥ نبار باران؛ عاشقانه اش نکن، منو اون "ما" نشدیم ,,, /////////////////////////////////////////////////////////////////////////////// ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ . . . ﺧﻴﻠﻲ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﻱ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ . . . !!! ﻧﮕﺎﻩ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻩ . . . ﺩﺳﺖ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ . . . ﺁﻏﻮﺵ ﺑﺎ ﺁﻏﻮﺵ . . . ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ . . . ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﺯﻣﻴﻦ ﺗﺎ ﻧﺎﻛﺠﺎ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ ﻧﮕﺎﻫﻲ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﻲ ﺍﻓﺘﺪ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﻲ ﻛﻪ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﮔﺮﻡ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﻲ ﻛﻪ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﻣﻲ ﻟﺮﺯﺍﻧﺪ ﻓﺮﻕ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﺩ . . . ﺁﻏﻮﺷﻲ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﻫﺴﺖ ﺑﺎ ﺁﻏﻮﺷﻲ ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺪ ﺣﺘﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻭﻟﻲ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺍﺳﺖ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ . . . ﻓﺮﻕ ﻫﺴﺖ ﺑﻴﻦ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻣﻲ ﭘﺮﺳﻲ : ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﻱ؟ ﻭ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ : ﺁﺭﻩ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻲ : ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ؟ ﻭ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ : ﺑﻲ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﺑﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻣﻲ ﭘﺮﺳﻲ : ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﻱ؟ ﻭ ﺳﻜﻮﺕ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻧﮕﺎﻫﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻟﺒﺨﻨﺪﻱ ﻣﻴﺰﻧﺪ ﻭ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﻲ ﻓﻬﻤﻲ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻲ : ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ؟ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ : ﻳﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﻭﻟﻲ ﻣﺮﺩﻭﻧﻪ !!! . . . ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﻱ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ ﻓﻘﻂ ﻧﻤﻲ ﺩﺍﻧﻲ ﺍﻳﻦ ﺗﻔﺎﻭﺗﻬﺎ ﺭﺍ ﻛﺠﺎﻱ ﺩﻟﺖ . . . ﻛﺠﺎﻱ ﺯﻧﺪﮔﻴﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭﻱ
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۴ ، ۰۲:۱۶
ოeɦdifσσσ
سلام امشب بعد از ۱۰روز به سراغ وبلاگم اومدم تا خطی برای دوستان عزیزم بنویسم خاستم دردودل کنم بخاطر آدمای اطرافم اینستاگرامم و واتساپم و ...رو حذف کردم امسال سال کنکورمم میخام فقط هر شب به این وبلاگ سر بزنم و حرفامو به معرض نمایش قرار بدم شبتون خوش دوستانم
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۴ ، ۰۰:۳۴
ოeɦdifσσσ